ИОСИФ БРОДСКИЙ
ایئوسیف بروتسکی
برای علی ثُباتی
سنگهاي زمين
اين شعر
دربارهي سنگهايي است
كه روي زمين افتادهاند
سنگهايي معمولي
كه نيمي از آنها
خورشيد را نميبينند
سنگهايي معمولي
به رنگ خاكستري
سنگهايي معمولي
سنگهايي بدونِ گورنگاشت.
سنگهايي كه گامهامان را پذيرا ميشوند
در آفتاب
سفيدند
و در شب
به چشمانِ درشتِ ماهيان شبيهاند
سنگهايي كه گامهامان را آسيا ميكنند
سنگآسيابهايِ جاودانهيِ نانِ جاودان.
سنگهايي كه پذيراي گامهامان ميشوند
چون آبِ سياه
كه سنگهاي خاكستري را پذيرا ميشود
سنگهايي كه زيبندهي گردنِ خودكشيكنندگان ميشوند
سنگهاي قيمتي
كه با شعور صيقلخوردهاند.
سنگهايي كه رويشان خواهند نوشت:
" آزادي ".
سنگهايي كه روزي با آنها
جادهاي را فرش خواهندكرد.
سنگهايي كه از آنها
زندانها خواهندساخت
يا سنگهايي كه ثابت خواهندماند
مثل سنگهايي كه چيزي را به ياد نميآورند.
اينچنين
سنگها
روي زمين افتادهاند
سنگهايي معمولي
كه شبيه به پسِ گردن هستند
سنگهايي معمولي
سنگهايي بدونِ گورنگاشت.
۱۹۵۹
ترجمه: ۲۰ دسامبر ۲۰۰۳













